|
آب اگه مجال موندن نبینه بی رحمانه و بدون توجه به اطرافیانی که بهش نیاز دارن میره. آب عاشق دریاست و تا رسیدن به دریا بیقراره. + نوشته شده در یکشنبه 30 مرداد1384 18:40 توسط پابرهنه |
تصورات فراتر از هر چارچوبی گاهی انسانو به تعلیق های جالبی می کشونه. مثل فیلم دیگران که بعد از دیدنش نفهمیدم من زنده ام یا اونایی که تو قبرستون خوابیدن؟ اگه هوشیاری معیاری برای زنده بودن محسوب بشه کی تضمین می ده که ما از اونا هوشیارتریم؟ + نوشته شده در شنبه 29 مرداد1384 16:36 توسط پابرهنه |
تا صورت و پيوند جهان بود - علي بود دوستانش از ترس فضائلش را ذكر نكردند بعد از شهادت حضرت امير تا هفتاد سال بر منابر لعنش كردند و معدود يارانش را نيز يك يك بر دار. روزها و سالها گذشته است و اميال پست و حقير موجود حقيرتري كه فرق علي را شكافت امروز مورد تمسخر همه است. اما چرا خواستهاي حقير، كسي را تابدانجا مي كشاند كه دست به خون مردي بيالايد كه جهانيان تا ابد در سوگ شهادتش به ماتم نشسته اند؟ يكي از دانشمندان مسيحي لبناني با ابراز تاسف از شهادت علي در غربت زمانهاش مي گويد كاش علي يك ميليون سال بعد به دنيا مي آمد تا بشريت قدري از اين درياي بي كران عظمت و انسانيت بهره ببرد. + نوشته شده در جمعه 28 مرداد1384 17:13 توسط پابرهنه |
از وقتي كه يادم مي آد پدرم براي راحتي ما هر سختي رو تحمل كرده. تمام سلول هاي بدن من مديون اونه كه جزو زحمتكشترين آدماي روي زمينه. حالا من چقدر بايد ازش تشكر كنم؟ واقعا در اين مورد احساس ناتواني مي كنم. + نوشته شده در جمعه 28 مرداد1384 16:58 توسط پابرهنه |
اون سیراب کردن چمنای خیابونا رو خیلی بهتر از چایی گذاشتن جلوی رییس روسا می دونست به همین دلیل دیگه اداره نیومد. + نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد1384 14:31 توسط پابرهنه |
پياده ی آدم حتما(!) بهتر از بنزسواريه كه آدم نيست. + نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1384 17:40 توسط پابرهنه |
جوونايي كه خيلي راحت ارزشهاي بشري رو مسخره مي كنن لازمه بدونن كه حيات بشري بر پايهي فداكاري و ايثار تداوم پيدا مي كنن. به طور مثال در اطرافمون و تو زندگي همه ما، آدمايي هستن كه با فداكاري و ايثار تمام خوشيهاي زندگي خودشونو براي رشد يه نفر ديگه كنار گذاشتن. دقت كنيد اونا حقيقت و مفهوم روشن ارزشهايي هستن كه بعضي كورمال كورمال با چراغ دنبالش مي گردن! پدرا و مادرا نمايش واقعي فداكارياند. + نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1384 17:35 توسط پابرهنه |
روشنفكران ما بايد بدونن كه در جامعه زندگي مي كنن كه مردمشون به كتاب به عنوان يك كالاي زينتي و بي ارزش نگاه مي كنن. مردم ما تو زندگي نيازي به علم نمي بينن. + نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد1384 17:32 توسط پابرهنه |
تو دنياي خيال آدما موجودات عجيب و غريبي پيدا مي شن موجوداتي كه به دليل نبودشون تو واقعيت تو خيال پيداشون مي شه. تو خيالتون چن تا هيولا ساختين؟ از دنياي خيال بعدا بيشتر مي نويسم + نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1384 17:29 توسط پابرهنه |
بین شقاوت و خوشبختی گاهی فقط یه نیت فاصله اس و این در کنار حجم عظیم ندانسته ها و ضعف های ما خیلی ترسناکه. *** ببخشید که بازم ذهنم قاطی پاتی کرده. + نوشته شده در شنبه 22 مرداد1384 18:39 توسط پابرهنه |
از عاشقی می ترسم چون به زیبایی پرستیم حد می زنه و معشوقه ایستگاه پایانی خواسته هام میشه در حالی که من خیلی بیشتر می خوام. + نوشته شده در جمعه 21 مرداد1384 17:27 توسط پابرهنه |
براي جوامعي كه انسان نسبي در برابر خوبي و بدي پرورش مي دهند. هيچ سپري در برابر تهاجم به جامعه نمي توان تصور كرد. + نوشته شده در پنجشنبه 20 مرداد1384 16:16 توسط پابرهنه |
من اون نقطه از وجودتو مي خواستم تصاحب كنم كه امكانش نيست به كمتر از اونم راضي نبودم. مي دوني! من از به دست آوردن خواسته هام تو اين دنيا نااميد شدم شايد تو اون دنيا بشه! + نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد1384 16:39 توسط پابرهنه |
آدما از سکوت می ترسن چون در سکوت به خیالشون به جاهای خطرناک سرک می کشه انقد که ممکنه اگه بیشتر با سکوت روبرو بشن روند عادی زندگیشون مختل بشه. شاید به همین دلیله که شبا که سکوت حکمفرماست خودشونو به خواب می زنن. + نوشته شده در سه شنبه 18 مرداد1384 19:49 توسط پابرهنه |
وقتی علم حقوق برای ایجاد نظم قبای بی عدالتی بر تن کند . هویت خود را از دست داده است. + نوشته شده در دوشنبه 17 مرداد1384 17:4 توسط پابرهنه |
به انسان آزاده ای عشق می ورزم که در بیم و امید تلاش می کند. + نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد1384 16:17 توسط پابرهنه |
سوال، تو مدرنیته وقتی خوبه که به مسایل مسخره جواب بده و الا وقتی سوالای اساسی بپرسی درصد واقعی بیسوادی معلوم می شه و این برای مدنیت مضره!! + نوشته شده در شنبه 15 مرداد1384 17:43 توسط پابرهنه |
ظهره. تو خونهي عمه ام كه دیشب حنابندون پسرش بود و فردا عروسيشه راحت نشستم و مث بقيه مردا منتظريم كه زناي فاميل سفره پهن كنن و به غذاها حمله كنيم. قيافهي خسته و تلاشگر مامانم يه لحظه منو به فكر برد. احساس كردم ما مردا چقد از خودراضي و تنبل شديم و زندگيهاي خصوصي ما چقد پر از ظلم و ستم. وقتي از خونه خارج مي شدم دم در جلو پام دخترعممو ديدم كه داره با زحمت زمين پاگردو مي سابه. از خودم بدم اومد كه اين كارا تو خونه هميشه به گردن مامان و خواهرمه. + نوشته شده در جمعه 14 مرداد1384 16:56 توسط پابرهنه |
می گفت قرآن که می خونن احساس می کنه خدا اونو در آغوش گرفته و تو گوشش آیات قرآنو زمزمه می کنه. + نوشته شده در پنجشنبه 13 مرداد1384 16:6 توسط پابرهنه |
نمی دونم لحظه ی دیدنت تقاص گناهم بود یا خوابی بود که اوس کریم واسم دید. اما اون لحظه که دیدمت ... + نوشته شده در چهارشنبه 12 مرداد1384 17:37 توسط پابرهنه |
یکی از فرقای آدمای موفق با اون یکیا اینه که موفقا همیشه برآیند نیروی خود با محیطو محاسبه می کنن ولی اون یکیا فقط نیروی خودشونو در نظر می گیرن. + نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد1384 18:22 توسط پابرهنه |
خاتمی دیروز طبق معمول همون حرفای نامفهوم این هشت سالو تکرار کرد. بیچاره خیلی تلاش کرد که بفهمیم ولی معلوم نشد آخرش فهمیدیم یا نه؟ + نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد1384 18:7 توسط پابرهنه |
روزی روزگاری مردمی به انتظار ظهور یک قهرمان نشسته بودند قهرمانی به میان آنها آمد و به آنها آموخت که دوره ی دست روی دست گذاشتن و به انتظار منجی نشستن تمام شده است و باید خود برای نجات خود کوشید. نتیجه: وقتی بهترین علمو هم دست یه مشت آدم کم عقل بدی بلای جونشون می شه. + نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1384 15:49 توسط پابرهنه |
نسبی گرایی در حوزه ی اخلاق منجر به فاجعه ی خودپرستی در میان افراد می شه. + نوشته شده در شنبه 8 مرداد1384 16:59 توسط پابرهنه |
دو جور مي شه به همه چيزاي دنيا نگاه كرد. مي شه علت وقوع و يا ايجاد اونو طبيعي بدونيم و يا در پس هر اتفاق ظاهرا طبيعي دست غيب و هوشمندي ببينيم. انتخاب كنيد كدوم؟ + نوشته شده در جمعه 7 مرداد1384 20:34 توسط پابرهنه |
دیروز روز زن بود. + نوشته شده در پنجشنبه 6 مرداد1384 19:16 توسط پابرهنه |
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي + نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1384 15:53 توسط پابرهنه |
و در ادامه مطلب قبلي بايد بگم كه بعد از اون تلنگر اين احساس بيشتر در من تقويت شد كه تا مي تونم از شلوغي محيط پيرامونيم اعم از فكري و تعدد ادماي اطرافم و مشغله هاي ذهني بكاهم تا يه كم بيشتر بتونم فكر كنم. به نظرم حرفاش قابل تامل مي آد. + نوشته شده در سه شنبه 4 مرداد1384 15:41 توسط پابرهنه |
تا چن وقت پيش فيلم زياد مي ديدم. + نوشته شده در دوشنبه 3 مرداد1384 18:58 توسط پابرهنه |
هرگز از مرگ نهراسيده ام هراس من – باری – همه از مردن در سرزميني است جستن اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش تر باشد - زنده ياد احمد شاملو - + نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد1384 16:6 توسط پابرهنه |
امروز یه آمبولانس و یه نعش کش احتمالا برای رسیدن به یه هدف باهم مسابقه داشتن. فک می کنید کدوم دست پر برگردن؟ + نوشته شده در شنبه 1 مرداد1384 15:10 توسط پابرهنه |
|